پيام دوستان
عارفانه هاي يک دوست
03/12/24
جوادتبريزي
زن دردين اسلام نقش زيرين واساسي دارد،آغازوگسترش اسلام با حمايت هاي مالي و معنوي يک زن بوده و امتدادش هم بايک زن،که هردو مسجودملايک اند،
+
يک ملودي آرام
همگام با صدايت
نوشته ام ...:
تو مي روي و
جاي پاهايت
از اشکهاي من
خيس مي شود ....
.
نگارستان خيال
.
همگام با صدايت
نوشته ام ...:
تو مي روي و
جاي پاهايت
از اشکهاي من
خيس مي شود ....
.
نگارستان خيال
.

شاخه ي عشق
03/12/1

2 فرد دیگر
23 فرد دیگر
+
همه اتفاقها دير يا زود افتادنياند!
مانند دانههاي تسبيح...
يکي بعد از ديگري:
تولد، کودکي، نوجواني، جواني، عشق... و مرگ!
آه که چه نظم تکراري و کسالت آوري!
کاش ميشد زمان را مثل نخ تسبيح، از بين همه اين اتفاقات بيرون بکشيم
آنگاه در اوج جواني، در يک روز بلند تابستاني، عاشق ميشديم...
آروزهاي بلند پروازانه نوجواني را ارزاني عاشقيهامان ميکرديم
...
عکس و متن : نگارستان خيال
مانند دانههاي تسبيح...
يکي بعد از ديگري:
تولد، کودکي، نوجواني، جواني، عشق... و مرگ!
آه که چه نظم تکراري و کسالت آوري!
کاش ميشد زمان را مثل نخ تسبيح، از بين همه اين اتفاقات بيرون بکشيم
آنگاه در اوج جواني، در يک روز بلند تابستاني، عاشق ميشديم...
آروزهاي بلند پروازانه نوجواني را ارزاني عاشقيهامان ميکرديم
...
عکس و متن : نگارستان خيال

نگارستان خيال
03/11/30
6 فرد دیگر
21 فرد دیگر
+
پرسيد: اندوهِ دوري را
چه تسکين است ؟
گفت؛ خيال…
#محتشم_کاشاني
چه تسکين است ؟
گفت؛ خيال…
#محتشم_کاشاني
هايدي
03/11/23
+
پر ميکشم از پنجره ي خواب تو تا تو
هر شب من و ديدار،در اين پنجره با تو
از خستگي روز همين خواب پر از راز
کافيست مرا،اي همه خواسته ها تو
زنده ياد محمد علي بهمني
هر شب من و ديدار،در اين پنجره با تو
از خستگي روز همين خواب پر از راز
کافيست مرا،اي همه خواسته ها تو
زنده ياد محمد علي بهمني
پيام رهايي
03/11/17
+
چگونه قدم هايشان ميپيچد
لاي درختان!؟
چگونه شکوفهها را
به موهايشان سنجاق ميزنند
و مسير کوچهها را بو ميکشند!؟
و چگونه
از بهار و زيباييهايش مينويسند،
وقتي تو را نديدهاند...!
لاي درختان!؟
چگونه شکوفهها را
به موهايشان سنجاق ميزنند
و مسير کوچهها را بو ميکشند!؟
و چگونه
از بهار و زيباييهايش مينويسند،
وقتي تو را نديدهاند...!
پيام رهايي
03/11/17
+
امروز چه روزيه!؟
آفرين! درسته... امروز روز دانشجوئه
دانشجوها!
استادا!
فارغ التحصيلا!
پشت کنکوريا!
مشروطيا!
نخبه ها!
همه و همه...
روزتون مبارک
آفرين! درسته... امروز روز دانشجوئه
دانشجوها!
استادا!
فارغ التحصيلا!
پشت کنکوريا!
مشروطيا!
نخبه ها!
همه و همه...
روزتون مبارک

هما بانو
03/11/11
به خودم تبريک ميگم و به راشد و بقيه مهندس فخري، دکتر معزي، دکتر افشار، دکتر سخني، امير جاهد، زندگي کاروانيريال رنگارنگ، مهندس مکانيک، طرح واژه و... (بگيد اضافه شه)
پروانگي، خادمة الشهدا، گل يخ69، حضور پنهان، فانوس، تبسم بهار، قافيه باران، الهه، قاصدک و شاپرک، نرگس، سفير 313، زهرا.م، نيگن خانوم، پرنيا خانم، الهه سکوت، غزل صداقت، هور، زهرابانو، تشنه، هاله، سکوت خيس، تسنيم، ياس، کشتي نجات ما و ... (بگيد اضافه شه)
+
[تلگرام]
خدا هم مثل ما تنها تماشا ميکند چنديست
و ديو آورده ديواري که حاشا ميکند چنديست
نه تنها برگِ باغ افتاده دستِ مرگِ پاييزي
که هرجا جوجه اي نشمرده پَر وا ميکند چنديست
سحر زنداني کوه است و شب جولان دهد در شهر
به دفعِ پيله اش پروانه پروا ميکند چنديست
کلاس درسِ شادِ خويش را با اشک کرد آغاز
که مادر مشقش امضا جاي بابا ميکند چنديست
لباس کدخدا و شيخ و شاه و شحنه ميشي شد
بزحمت گرگ خود را بينشان جا ميکند چنديست
تبر نابارور زادي که پيکر دارد از شاخه
بجانِ جنگل افتاده ست وغوغا ميکند چنديست
درخت و انتظارِ سبزِ باران ، هجمه يِ طوفان
زبانِ سرخِ شاعر، دار پيدا ميکند چنديست
#مهدي_زکي_زاده ادامه...
و ديو آورده ديواري که حاشا ميکند چنديست
نه تنها برگِ باغ افتاده دستِ مرگِ پاييزي
که هرجا جوجه اي نشمرده پَر وا ميکند چنديست
سحر زنداني کوه است و شب جولان دهد در شهر
به دفعِ پيله اش پروانه پروا ميکند چنديست
کلاس درسِ شادِ خويش را با اشک کرد آغاز
که مادر مشقش امضا جاي بابا ميکند چنديست
لباس کدخدا و شيخ و شاه و شحنه ميشي شد
بزحمت گرگ خود را بينشان جا ميکند چنديست
تبر نابارور زادي که پيکر دارد از شاخه
بجانِ جنگل افتاده ست وغوغا ميکند چنديست
درخت و انتظارِ سبزِ باران ، هجمه يِ طوفان
زبانِ سرخِ شاعر، دار پيدا ميکند چنديست
#مهدي_زکي_زاده ادامه...
2-اشراق
03/10/30

+
[تلگرام]
بلنداي سرش اوج دماوند
دلش جاريست در پهنايِ اروند
غم نان بسته گرچه دست و بالش
دلي آزاده خو دارد هنرمند
#مهدي_زکي_زاده
مبارکباد بر اهل #هنر و #عشق
#روز_هنرمند
مهروزي و خيرانديشي هنرمان بادا
دلش جاريست در پهنايِ اروند
غم نان بسته گرچه دست و بالش
دلي آزاده خو دارد هنرمند
#مهدي_زکي_زاده
مبارکباد بر اهل #هنر و #عشق
#روز_هنرمند
مهروزي و خيرانديشي هنرمان بادا

2-اشراق
03/10/30

+
[تلگرام]
گريانده طفلِ بي شير ، آغوشِ مادري را
بابا بدونِ نان خورد ، شرمِ سِکندري را
بازار چاه کَن ها شد سکه چون نديدند
از هر عزيز اين شهر جز نابرادري را
اعجازِ فقر اينَست ، از هر دري درآيد
روزن گريز سازد رسمِ پيمبري را
شيخ از تبر بِدستش قصدِ هَرَس ندارد
سوزد اجاقِ حِرصش هَرخشک و هَرتَري را
زاهد خدا نترس و ترسا اسيرِ تکفير
حيران نشسته شيطان اين نابرابري را
دشمن سرِ مدارا دارد ولي دريغا
از دوستان نبينيم جز پشتِ خنجري را
شيرين به ذکرِ حلوا بندد دهان فرهاد
از نسلمان ربودند آيينِ دلبري را
تقويم اگرچه زخمي ست از برگريز آبان
رقصان به فرودين بين هر سرو باوري را
#مهدي_زکي_زاده ادامه...
بابا بدونِ نان خورد ، شرمِ سِکندري را
بازار چاه کَن ها شد سکه چون نديدند
از هر عزيز اين شهر جز نابرادري را
اعجازِ فقر اينَست ، از هر دري درآيد
روزن گريز سازد رسمِ پيمبري را
شيخ از تبر بِدستش قصدِ هَرَس ندارد
سوزد اجاقِ حِرصش هَرخشک و هَرتَري را
زاهد خدا نترس و ترسا اسيرِ تکفير
حيران نشسته شيطان اين نابرابري را
دشمن سرِ مدارا دارد ولي دريغا
از دوستان نبينيم جز پشتِ خنجري را
شيرين به ذکرِ حلوا بندد دهان فرهاد
از نسلمان ربودند آيينِ دلبري را
تقويم اگرچه زخمي ست از برگريز آبان
رقصان به فرودين بين هر سرو باوري را
#مهدي_زکي_زاده ادامه...

2-اشراق
03/10/30
+
[تلگرام]
دلِ شکسته ام از اين شکسته تر نميشود
شبِ غريب، دلخوش از دمِ سحر نميشود
غمت مباد اگر به تيرِ طعنه ميزني مرا
درختِ خشکِ بيشه دلخور از تبر نميشود
نه مادر است دايه اي که شيرِ مهر ميدهد
و هرکه نان به خانه آوَرَد پدر نميشود
کلاغِ قصه هايِ من ميان راه مانده است
نمان به پايِ من که غصه همسفر نميشود
تو زاده يِ بهاري و من از قبيله يِ خزان
جوانِ پُر جوانه ، پير بارور نميشود
بنام زندگي اسيرِ آب و دانه ها شديم
پرنده يِ قفس، لبش به عشق، تر نميشود
#مهدي_زکي_زاده
زندگي کنيم در آزادي و عشق
نه فقط زنده در قفسِ آب و دانه
بلطف دادارِمهرآفرين ادامه...
شبِ غريب، دلخوش از دمِ سحر نميشود
غمت مباد اگر به تيرِ طعنه ميزني مرا
درختِ خشکِ بيشه دلخور از تبر نميشود
نه مادر است دايه اي که شيرِ مهر ميدهد
و هرکه نان به خانه آوَرَد پدر نميشود
کلاغِ قصه هايِ من ميان راه مانده است
نمان به پايِ من که غصه همسفر نميشود
تو زاده يِ بهاري و من از قبيله يِ خزان
جوانِ پُر جوانه ، پير بارور نميشود
بنام زندگي اسيرِ آب و دانه ها شديم
پرنده يِ قفس، لبش به عشق، تر نميشود
#مهدي_زکي_زاده
زندگي کنيم در آزادي و عشق
نه فقط زنده در قفسِ آب و دانه
بلطف دادارِمهرآفرين ادامه...
.:سلمان فارسي:.
03/10/30

+
چه نکو طريق باشد که خدا رفيق باشد...
پيام رهايي
03/10/29
+
بي حس شدگان را چه غم از خنجر بعدي...
پيام رهايي
03/10/29
+
تمام راههايي که رفته ام، مرا به خود بازگرداند، گويي چيزي نبوده ام جز نامه اي به خويشتن...
پيام رهايي
03/10/29
برای مشاهده پیام های بیشتر لطفا وارد شوید